sadat

آموزش
 
 


heydari613@yahoo.com

 
موضوعي ثبت نشده است

موضوعات

 

پیوند ها

برفراز موفقيت

ایجاد وبلاگ در فردا بلاگ

 

آرشيو مطالب

بهمن ۱۳۸۸

دى ۱۳۸۸

 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 

خواص متواري

مجموعه‌ي سه ضلعي‌ها و چهار ضلعي‌ها

مثلث

اگر سه نقطه غير واقع بر يك خطّ راست را دو به دو به هم وصل كنيم ، شكلي به دست مي آيد كه آن را مثلث مي گويند .  
•    مجموع زاويه هاي داخلي هر مثلث برابر با 180 درجه مي باشد .
•    مجموع زاويه هاي خارجي هر مثلث 360 درجه مي باشد .
•    پاره خطّي كه وسط هاي دو ضلع يك مثلث را به هم وصل مي كند با ضلع سوم موازي و مساوي نصف آن است .
•    اگر از وسط يك ضلع مثلثي به موازات ضلع ديگر رسم كنيم از وسط ضلع سوم مي گذرد .
•    ميانه ي هر مثلث آن را به دو مثلث معادل ( هم مساحت ) تقسيم مي كند .
•    اگر يك ضلع از مثلثي با يك ضلع از مثلث ديگر مساوي باشند ، نسبت مساحت هاي آن دو مثلث با نسبت ارتفاع هاي وارد بر آن اضلاع مساوي است.
•    پاره خطّي كه وسط هاي دو ضلع مثلث را به هم وصل كند به اندازه ي نصف ضلع سوم مثلث مي باشد.
                                                                                                                        
اجزاي اصلي مثلث :                                                       
سه نقطه ي « الف ، ب ، ج » را رأس هاي مثلث و سه ضلع « الف ب ، الف ج ، ج ب »                 الف
را اضلاع مثلث مي گويند . سه ضلع و سه زاويه از اضلاع اصلي مثلث مي باشند .   
                                                                                                             ج                   ب
اجزاي فرعي مثلث :
ارتفاع : پاره خطّي كه از رأس مثلث به ضلع مقابل آن عمود شود ، ارتفاع ناميده مي شود .
نيم ساز : پاره خطّي كه زاويه ي مثلث را نصف كند و به ضلع مقابل آن محدود باشد نيم ساز ناميده مي شود .
ميانه : پاره خطّي كه رأس مثلث را به وسط ضلع مقابل آن وصل كند ، ميانه ناميده مي شود .
عمود منصّف : عمود منصّف هر ضلع مثلث ، خطّي است كه از وسط آن بگذرد و بر آن عمود باشد .

حالت هاي تساوي دو مثلث :
1 – اگر دوضلع و زاويه ي بين آن ها از مثلثي با دو ضلع و زاويه ي بين آن ها از مثلث ديگر دوبدو مساوي باشند ،‌آن دو مثلث مساويند .
2 – اگر دو زاويه و ضلع بين آن ها از مثلثي با دو زاويه و ضلع بين آن ها از مثلثي ديگر دوبدو مساوي باشند ، آن دو مثلث مساويند .
3 – اگر سه ضلع مثلث با سه ضلع از مثلث ديگر دوبدو مساوي باشند ،‌آن دو مثلث مساويند .
انواع مثلث
مثلث متساوي الساقين :
مثلثي كه دو ضلع آن مساوي باشند ، متساوي الساقين ناميده مي شود . اين دوضلع مساوي را ساق و محلّ برخورد دوساق را رأس مثلث متساوي الساقين مي نامند . ضلع سوم مثلث قاعده نام دارد .
•    درمثلث متساوي الساقين ، زاويه هاي روبروي دو ساق با هم مساويند .
•    در مثلث متساوي الساقين نيم ساز زاويه ي رأس ،‌ارتفاع ، ميانه و عمود منصّف نظير قاعده نيز مي باشد
•    در مثلث متساوي الساقين ،‌ارتفاع هاي نظير دوساق برابرند .
•    در مثلث متساوي الساقين ، وسط قاعده ي آن از دو ساق به يك اندازه است .
•    در مثلث متساوي الساقين ،  هر نقطه واقع بر ارتفاع نظير قاعده از دو ساق به يك فاصله است .
•    در مثلث متساوي الساقين ، ارتفاع نظير قاعده ، نيم ساز نيز هست .
مثلث متساوي الاضلاع :
مثلثي كه سه ضلع آن مساوي باشند ، مثلث متساوي الاضلاع ناميده مي شوند .
•    در مثلث متساوي الاضلاع سه زاويه با هم مساويند .
•    در مثلث متساوي الاضلاع ، ميانه هاي هر سه ضلع آن با هم مساويند .
•    در مثلث متساوي الاضلاع ميانه ، ارتفاع ، نيم ساز و خط تقارن آن بر هم منطبق مي باشند .
مثلث قائم الزاويه :
مثلثي كه يك زاويه ي آن قائمه « راست » باشد ، مثلث قائم الزاويه ناميده مي شود .
•    ضلع مقابل به زاويه ي قائمه را وتر مثلث مي نامند .
•    در مثلث قائم الزاويه مربّع وتر با مجموع مربّع هاي دو ضلع ديگر آن برابر است .
•    در مثلث قائم الزاويه ي متساوي الساقين ، اندازه ي‌ارتفاع وارد بر وتر نصف وتر است .
•    در مثلث قائم الزاويه ي متساوي الساقين ، يكي از زاويه ها 90 درجه و دو زاويه ي ديگر آن تند بود وباهم برابر بوده وهر زاويه 45 درجه مي باشد .
 
چهار ضلعي ها
هر چهار ضلعي داراي چهار ضلع و چهار رأس مي باشد .
دو ضلع چهار ضلعي كه در يك رأس مشترك باشند ،‌دو ضلع مجاور نام دارند .
دو ضلع كه نقطه ي مشترك ندارند ،‌دو ضلع مقابل نام دارند .
دو زاويه را كه در يك ضلع مشترك باشند ، دوزاويه ي مجاور مي نامند .
دو زاويه را كه ضلع مشترك نداشته  باشند ، دوزاويه ي مقابل مي نامند .
مجموع زاويه هاي داخلي هر چهار ضلعي برابر با 360 درجه است .
مجموع زاويه هاي خارجي هر چهار ضلعي برابر با 360 درجه است .
•    هر گاه از رئوس يك چهار ضلعي ، چهار خط به موازات قطرها ي آن رسم كنيم ، متوازي الاضلاعي به دست مي آيد كه مساحت آن دو برابر مساحت چهار ضلعي اوليّه مي باشد .
•    پاره خط هايي كه وسط هاي اضلاع مقابل يك چهارضلعي را به هم وصل مي كنند ،  يكديگر را نصف     مي كنند .
انواع چهار ضلعي ها
متوازي الاضلاع :

متوازي الاضلاع ، چهار ضلعي است كه اضلاع آن دو بدو موازي باشند .
خواصّ متوازي الاضلاع :
1 – در متوازي الاضلاع زاويه هاي مجاور مكملند .
2 - در متوازي الاضلاع زاويه هاي مقابل مساويند .
3 – در متوازي الاضلاع ضلع هاي مقابل با هم برابرند .
4 – دز متوازي الاضلاع قطرها ، منصّف يكديگرند .
بنابراين :
•    هر چهار ضلعي كه زاويه هاي مجاور آن مكمل هم باشند ، متوازي الاضلاع است .
•    هر چهار ضلعي كه زاويه هاي مقابلش مساوي باشند ، متوازي الاضلاع است .
•    هر چهار ضلعي كه اضلاع مقابلش مساوي باشند ، متوازي الاضلاع است .
•    هر چهار ضلعي كه قطرهاي آن منصّف يكديگر باشند ، متوازي الاضلاع است .
•    هر چهار ضلعي كه دو ضلع مقابل آن موازي و مساوي باشند ، متوازي الاضلاع است .

مستطيل :
چهار ضلعي كه تمام زاويه هاي آن قائمه باشند ، مستطيل ناميده مي شود.
بنابراين ، مستطيل ، نوعي متوازي الاضلاع است .
خواصّ مستطيل :
1 – با توجّه به اين كه مستطيل نوعي متوازي الاضلاع است ، پس همه ي خواص متوازي الاضلاع را داراست .
2 – قطرهاي مستطيل با هم برابرند .
نكته :
آيا مي توان گفت ، هر چهار ضلعي كه قطرهايش مساوي باشند ، مستطيل است ؟
پاسخ منفي است . چون ذوزنقه ي متساوي الساقين داراي دو قطر مساوي است .
3 – متوازي الاضلاعي كه اقطارش مساوي باشند ، مستطيل است .
•    از برخورد نيم سازهاي هر 4 زاويه ي مستطيل با هم ، يك مربّع پديد مي آيد .
لوزي :
چهار ضلعي كه چهار ضلع آن مساوي باشند ، لوزي ناميده مي شود .
چون هر چهار ضلعي كه ضلع هاي مقابل آن دوبدو مساوي باشند ، متوازي الاضلاع است ، بنابراين ، لوزي خود ، نوعي متوازي الاضلاع است .
خواصّ لوزي :
1 -  با توجّه به اين كه لوزي نوعي متوازي الاضلاع است ، پس همه ي خواص متوازي الاضلاع را داراست .
2 – قطر هاي لوزي بر هم عمودند .
3 – هر قطر لوزي نيم ساز دو زاويه ي مقابل لوزي است .
•    از برخورد نيم سازهاي زواياي لوزي با هم ، يك نقطه پديد مي آيد .
 
نكته :
آيا مي توان گفت هر چهار ضلعي كه قطر هايش بر هم عمود باشند ، لوزي است ؟
پاسخ : خير در شكل مقابل قطرها بر هم عمودند ولي شكل لوزي نيست .

•    متوازي الاضلاعي كه قطرهاي آن بر هم عمود باشند ، لوزي است .
•    متوازي الاضلاعي كه هر قطر آن نيم ساز دو زاويه ي مقابل باشند ، لوزي است .

مربّع :
 مربّع چهار ضلعي است كه چهار ضلع آن مساوي و چهار زاويه ي آن قائمه هستند .
بنابراين ، مربّع ، هم نوعي لوزي و هم نوعي مستطيل و در نتيجه نوعي متوازي الاضلاع است .
مربّع تمام خواصّ متوازي الاضلاع و مستطيل و لوزي را دارا است .

•    از برخورد نيم سازهاي زاويه هاي مربّع با هم ، يك نقطه پديد مي آيد .

ذوزنقه :
چهار ضلعي كه فقط دو ضلع آن با هم موازي باشند ، ذوزنقه ناميده مي شوند كه در آن ، دو ضلع موازي را قاعده و دو ضلع غير موازي را ساق هاي ذوزنقه مي گويند .
خاصيّت ذوزنقه :
در ذوزنقه زاويه هاي مجاور به هر ساق مكمل يكديگرند .
ذوزنقه ي قائم الزاويه :
ذوزنقه اي كه يك ساق آن بر دو قاعده عمود شده باشد ، ذوزنقه ي قائم الزاويه ناميده مي شود كه اين ساق را ساق قائم و ساق ديگر را ساق مايل مي گويند .
ذوزنقه ي متساوي الساقين :
ذوزنقه اي كه دو ساق آن با هم برابر باشند ، ذوزنقه ي متساوي الساقين ناميده مي شود .
خواصّ ذوزنقه ي متساوي الساقين :
1 – در ذوزنقه ي متساوي الساقين زاويه هاي مجاور به هر قاعده مساويند .
2 – در ذوزنقه ي متساوي الساقين ، قطرها با هم برابرند .
نكته :
•    پاره خطّي كه وسط هاي دوساق ذوزنقه را به هم متصّل كند ، با دو قاعده موازي و به اندازه ي نصف مجموع قاعده هاي آن  مي باشد .


ادامه مطلب

۲۸ دى ۱۳۸۸ | نظرات (0)

 

دوكاج



  درس پانزدهم
رنج و گنج

معني شعر به زبان ساده (شعر از محمدتقي بهار)
۱– برو كار كن نگو كه كار چيست و چه ارزشي دارد، بلكه كار يك سرمايه ماندني و ابدي است.
۲– ببين كه دهقان دانا، هنگامي كه مي خواست از دنيا برود، به فرزندان خود چه گفت و چه درخواستي از آنها داشت.
۳– كه آنچه به شما به ارث رسيده (براي شما بازمانده) دوست داشته باشيد و بدانيد كه گنجي از گذشتگان در آن است.
۴– وقتي كه ماه مهر فرا رسيد زمين كشتگاه را بلند و همه جاي آن را زير و رو كنيد.
۵– هيچ كجا از باغ (يا زمين كشاورزي) را نكنده باقي نگذاريد و در هر كجا از آن گنج سراغ بگيريد (دنبال گنج بگرديد).
۶– پدر از دنيا رفت و پسران به اميد پيدا كردن گنج، براي جستجو كردن و كندن زمين رنج بسيار بردند.
۷– با كمك بيل و گاو آهن، هم اين قسمت زمين و هم آن قسمت زمين و هر جا كه بود را كندند.
۸– اتفاقاً در آن سال، از آن زميني كه خوب شخم زده شده بود. از هر بذر (دانه كشاورزي) هفتاد دانه گندام به دست آمد.
۹– در آن زمين گنجي پيدا نشد ولي همانطور كه پدر گفته بود، رنجي كه پسران كشيده بودند، تبديل به گنج شد و محصولات كشاورزي بسياري را برداشت كردند.



  به اين جملات توجه كنيد:

يك سال گندم كمياب شد. كه ميراث خود را بداريد دوست. ما نبايد غذاي مسلمانها را انبار كنيم.
بگيريد از آن گنج هر جا سراغ. پرستوها به لانه برگشتند. نشد گنج پيدا ولي رنجشان. رضا صبح زود بيدار مي شود. چنان چون پدر گفت شد گنجشان.

در بيشتر جمله ها كلمه ها به صورت منظم دنبال هم قرار مي گيرند، اما در جمله هايي كه در شعرها به كار مي روند، گاهي كلمات به صورت نامنظم دنبال هم قرار مي گيرند.

 


  كار در كلاس:
۱– توضيح دهيد كه داستان شعر چه رابطه اي با درس خواندن دارد؟

درس خواندن هم مانند بذر پاشي در زمين كشاورزي است. همانطور كه اگر در زمين كشاورزي خوب كار شود، محصول خوبي به دست مي آيد. درس خواندن هم با در نظر گرفتن سختيها و مرارتها در آخر نتيجه شيريني دارد و آن قبولي با نمرات قبول و آينده اي مناسب است.  



  ۲– معناي تركيبات زير را بگوييد:

سرمايه جاوداني -->اندوخته ابدي
مداواي بيماران --> معالجه بيماران
ميراث خود --> آنچه كه به ارث مي رسد.
كاويدن دشت --> كندن و زير و رو كردن دشت
مفاخر بزرگ --> انسانهاي پر افتخار و دانشمند
ثمره كوشش دانشمندان --> نتيجه تلاش انديشمندان
ارتعاشات صدا --> لرزشهاي صدا
نقايص كار خود --> نقصها و ايرادهاي كار خود
شعف بسيار --> شادي فراوان
 



  ۳– با هريك از اسمهاي زير يك جمله بگوييد و فعل جمله را مشخص كنيد:

پرستو: پرستو پرنده بسيار باهوشي است.
است=فعل
سلمان: پيامبر گرامي اسلامي (ص) سلمان فارسي را بسيار دوست مي داشت.
مي داشت=فعل
ابوذر: ابوذر، مشك پر آب را بر دوش مي كشيد.
مي كشيد=فعل
زكرياي رازي: زكرياي رازي، الكل را كشف كرد.
كشف كرد=فعل
ايران: ايران كشور قهرمانان و پهلوانان بزرگ است.
است=فعل
تلفن: تلفن وسيله اي براي ايجاد آسايش و رفاه مردم است.
است=فعل
 



  پرسش:
۱– چرا كار، سرمايه جاوداني است؟

چون با كار و تلاش آينده خود را تأمين مي كنيم.  



  ۲– ميراث دهقان، چه بود؟

زمين كشاورزي كه از پدرانش به ارث رسيده بود.  



  ۳– دهقان به پسران خود، چه گفت؟

گفت: اين زمين را دوست بداريد، چون گنجي در آن پنهان است و شما بايد آن را پيدا كنيد.  



  ۴– نتيجه رنج پسران چه شد؟

برداشت محصول بسيار فراوان و خوب كه براي آنان حكم گنج را داشت.  



  ۵– چرا به اين دهقان گفته شده است « دانا»؟

چون با اين جمله پسران خود را وادار كرد كه كاري بزرگ را انجام دهند، كاري كه به طور معمولي و با هيچ پند و اندرزي نمي توانست آنها را وادار به آن كند و آن هوس پيدا كردن گنج بود.  



  تمرين املا – درس ۱۵
۱– براي هر كدام از كلمه هاي زير هر چند كلمه هم خانواده مي توانيد بنويسيد؟

ميراث --> ارث، موروث، وارث، وارثان
صادق --> صداقت، صدق، صدوق، مصدق
جاوداني --> جاودانه، جاودان، جاويد، جاويدان
حضرت --> حضرات، محضر، حاضر، محضور
غذا --> غذايي، اغذيه، تغذيه
 



  ۲– شش كلمه بنويسيد كه در آنها حرفهاي زير وجود داشته باشد:

غ. غر،مغ بغذ: غذا، تيغ، قعر، غوره، باغ، غافل
ع. عر بع بعد: علم، وسيع، عالم، معلوم، سعيد
 



  ۳– هم معني كلمه هاي زير را بنوسيد:

گذشتگان -->پيشينيان
هميشگي --> ابدي
درمان --> مداوا كردن
زحمت --> رنج و سختي
كندن --> حفر كردن
فقير --> تهيدست
ناچار --> ناگزير
 



  تمرين انشا:
1- داستان شعر را به صورت قصه در پنج سطر بنوسيد:

دهقان پيري در لحظات قبل از مرگ، فرزندان خود را احضار كرد و به آنها گفت كه ارث من بر شما تكه زميني است كه در آن گنجي پنهان شده و متعلق به شماست. پس تلاش كنيد تا گنج را بيابيد. پسران شب و روز براي يافتن گنج تلاش كردند و زمين را زير و رو كردند ولي گنجي پيدا نشد. در عوض آن مثال چون زمين خوب شخم خورده بود محصول بسيار عالي و فراوان داد تا نتيجه زحمات پسران هدر نرود.  



  2- بنويسيد كه به نظر شما چرا دهقان به فرزندانش چنان سفارشي كرده بود؟

چون با اين سفارش، آنها را وادار به شخم زدن زمين كرد كه نتيجه آن برداشت محصول عالي و فراوان بود.  

    


ادامه مطلب

۲۸ دى ۱۳۸۸ | نظرات (0)

 

بازباران فاسي

 

باز باران

معني شعر به زبان ساده (شعر از: گلچين گيلاني)
بند اول: باز هم باران، با صدايي همانند سرود و آواز و با دانه هاي فراواني چون دانه هاي مرواريد بر بام خانه مي خورد. اين لحظه مرا به ياد روز باراني مي اندازد. روز پيش كه در آن جنگلهاي سرسبز استان گيلان لحظات خوبي را مي گذراندم و به گردش مي پراختم.
بند دوم: كودك ده ساله اي بودم، بسيار شاد و با نشاط، با پوستي نرم و نازك و با پاهايي چابك و زرنگ، با همان پاهاي كودكانه خود مانند آهو تند و سريع مي دويدم و از سر جويهاي آب مي پريدم.
بند سوم: از خانه دور مي شدم، در آن حال از پرنده و آواز آن و همچنين از هوهوي بادي كه مي وزيد، داستانهاي پنهان و اسرار زندگي را مي شنيدم و رعد و برق مانند يك شمشير تيز و بران.
بند چهارم: ابرها را پاره مي كرد و غرش ابر مانند ديوانه اي كه مي غرد و مي خروشد. گويي بر ابرها مشت مي زد. جنگل مانند دريا (درختان و شاخه ها و سبزه زارها) از دست باد فراري و وزنده، چرخ مي زد و شاخسارها به اين سو و آن سو مي رفتند و دانه هاي گرد باران، در همه جا پهن مي شدند و همه جا را خيس مي كردند.
بند پنجم: سبزه زار جنگل كه در زير درختان قرار داشت از شدت باران، كم كم مانند دريا پر آب شد. و در داخل اين درياي پرجوش و خروش (شاعر سبزه زار پر از آب باران را به دريا تشبيه كرده) عكس و نماي جنگل به صورت سرنگون يا وارونه پيدا شد (عكس جنگل در اين آب افتاد). اين باران بسيار گوارا و دلنشين بود و به به كه اين باران چقدر زيبا بود. در ميان اين همه ريزش باران كه مانند پاشيدن دُر و گوهر بود، رازها و اسرار ابدي و همچنين پندها و درسهاي آسماني را مي شنيدم (در حقيقت شاعر مي خواهد بگويد كه با نعمتهاي خداوند انسان به زيبايي خلقت بيشتر پي مي برد و قدرت خدواند را شكر و سپاس مي گويد.)
بند ششم: و اين اسرار ابدي و پندهاي آسماني آن است كه اي كودك دلبند من، از من بشنو و بدان كه در پيش چشم كودكي كه خرداد (در آينده) مردي خواهد شد. زندگي چه تيره و سخت و چه روشن و زيبا، بسيار دل انگيز است. بسيار دل انگيز است بسيار دل انگيز است.
به اين نكته توجه كنيد:
كلمه هاي همه خانواده زير را بخوانيد و به معني آنها دقت كنيد.
شبيه: يعني مانند و مثل¬ مداد من شبيه مداد تو است.
تشبيه: مانند كردن، شبيه كردن ¬ كارهاي اين دانش آموز را مي توان به كارهاي دانشمندي تشبيه كرد.
شباهت: مانند بودن، شبيه بودن ¬اين قصه شباهت زيادي با آن داستان دارد.
گاهي براي بيان زيبايي و چگونگي چيزي آن را به چيز ديگري تشبيه مي كنند.
مانند: دانه هاي باران مثل دانه هاي مرواريد هستند.
در اينجا قطرات باران به دانه هاي مرواريد تشبيه شده است.

تشبيه يعني چيزي را به چيز ديگر شبيه و مانند كردن.



  كار در كلاس:
۱– اين تركيبها را بخوانيد و به معناي آنها توجه كنيد:

گهرهاي فراوان: دانه هاي بسيار زياد گوهر و مرواريد
بام خانه: پشت بام خانه
روز ديرين: روز گذشته (روزي كه در قبل بوده)
جنگلهاي گيلان: جنگهايي كه در استان گيلان قرار دارد.
داستانهاي نهاني: داستانها و قصه هاي پنهاني، رازهاي زندگي، اسراري كه در زندگي وجود دارد.
شمشير بران: شمشيري كه تيز و برنده است.
تندر ديوانه: غرش ابر كه از شدت صداي زياد به ديوانه شبيه شده است.
 

  جدولي مانند زير روي تخته كلاس بكشيدانش آموزان پنج اسم و صفت از درس پيدا كنند، آموزگار آنها را در جدول بنويسد.

 

در كدام مصراع ؟

چه تشبيه شده است؟

به چه تشبيه شده است؟

باز باران، با ترانه

صداي باران

ترانه

با گوهرهاي فراوان

دانه هاي باران

به گوهرها و مرواريد بسيار

مي دويدم همچو آهو

دويدن (سرعت در دويدن)

به آهوي تيز پا

از لب باد وزنده

صداي زوزه باد

به لب باد تشبيه شده

برق چون شمشير بران

رعد و برق

شمشير بران

تندر ديوانه

غرش ابر

به ديوانه اي كه كارهايش از روي جنون است

چرخها مي زد چو دريا

جنگل

به دريا

توي اين درياي جوشان

جنگل (سبزه)

به دريا

مي شنيدم اندر اين گوهرفشاني

ريزش باران

گوهرفشاني

 


  ۳– وقتي مي گوييم «زندگي فردا روشن است» يعني چه؟

يعني با كار، تلاش و سعي و سلامتي، زندگي در آينده پر است از زيبايي و موفقيت.  



  ۴– در چه صورتي مي توان گفت: «زندگي فردا تاريك است.»؟

در صورتي كه آينده ما پر باشد از سختي و مرارت.  



  ۵–  جدولي مانند زير روي تخته كلاس بكشيدانش آموزان پنج اسم و صفت از درس پيدا كنند، آموزگار آنها را در جدول بنويسد.

اسم و صفت با هم

اسم

صفت

درياي جوشان

دريا

جوشان

شمشير بران

شمشير

بران

تندر ديوانه

تندر

ديوانه

 


  پرسش:
۱– شاعر صداي باران را به چه تشبيه كرده است؟

به ترانه و سرود  



  ۲– روز باران چه چيز را به ياد شاعر مي آورد؟

خاطره گردش در يك روز باران در جنگلهاي گيلان.  



  ۳– شاعر از پرنده و باد، چه مي شنيده است؟

داستانهاي نهاني و رازهاي زندگاني  



  ۴– چرا شاعر تندر را ديوانه ناميده است؟

چون صداي ديوانه وار، ترسناك و مهيب دارد.  



  ۵– منظور شاعر از اينكه مي گويد « توي اين درياي جوشان، جنگل وارونه پيدا» چيست؟

يعني تصوير جنگل به شكل وارونه در آبي كه زير درختان جمع شده بود، پيدا بود.  



  تمرين املا – درس ۲۰
۱– از روي كلمه هاي زير يك بار بنويسيد

غرّان، غرّش، برّان، مقدّس، قدس، توجّه، متوجّه، موفقّ، توفيق، ملّت، ملّي  



  ۲– از روي هر تركيب يك بار بنويسيد:

شاد و خرُم، نرم و نازك، خوب و شيرين، چست و چابك.
تيره و روشن، روز و شب، گرم و سرد، خشك و تر
 



  ۳– براي هركدام يك كلمه مناسب بنويسيد:

گهرهاي فراوان، روز تيره، داستانهاي شيرين، باران بسيار، رازهاي نهاني، درياي جوشان.  



  تمرين انشاء:

۱– بنويسيد كه كار و زندگي در يك روز باراني چه فرقي با روزهاي ديگر دارد؟
در اين روز مردم سعي مي كنند زودتر به مقصد برسند. زمينها ليز و لغزنده است و بايد احتياط كرد و تصادفات بيشتر است. اما در روزهاي ديگر اين طور نيست.
۲– بنويسيد كه چه چيزهايي از فصل بهار براي شما جالب و لذت بخش است؟
روش گلها و چمنها – پيدا شدن برگ سبز درختان و آمدن دوباره پرستو ها – جوان شدن طبيعت و زيبا شدن طبيعت.
 


ادامه مطلب

۲۸ دى ۱۳۸۸ | نظرات (1)

 
[ ۱ ]